تبلیغات
بوی خاک
<
داغ شهادت...

یا رئوف

 

اللّهم انّی اعوذ بِکَ من دعاء لایسمع 

 

                            ای که مرا خوانده ای/

                                                       راه نشانم بده

 

 

پیچیده نوشت: برای شهید شدن به موقعیت نیاز دارم و موقعیتم با شهید عوض می شود و آنگاه شهادت می خواهم....من داغ شهادت می خواهم...

 

*به قول علامه طباطبایی (البته با اندکی تصرف): آنچه دلم خواست نه آن می شود/ آنچه خدا خواست همان می شود



[ شنبه 23 فروردین 1393 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ یک بنده ]

[" راه را گم کرده ام...() ]


من بی لیاقتم اما...

یا رئوف

 

یه روزی میشه که جلوتر از امام جماعت قرار می گیری...(میدونی که چه زمانی رو میگم؟؟همون موقع که نماز میت روت می خونن)

 

اما

خدایا می دانم ..کل من علیها فان ..حق است.. ولی تقدیر مرا قتلو فی سبیل الله بنویس...(برگرفته از وبلاگ حرم الشهداء)




روی قبرم بنویسید مسافر بوده است

بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است

بنویسید زمین کوچه ی سرگردانیست

غزل هجرت من را همه جا بنویسید


* اینم قبرم



[ دوشنبه 18 فروردین 1393 ] [ 01:10 ب.ظ ] [ یک بنده ]

[" شهد شهادت...() ]


ره آورد سفر عشق...

یا رئوف

 

"السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین"

 

 

الحمدلله سفر عالی بود....

این پست می نویسم ان شاءالله برای سال بعد:(ادامه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 13 فروردین 1393 ] [ 09:07 ق.ظ ] [ یک بنده ]

[" جامعه خوانان...() ]


خرید سیمونی....!!!!

یا رئوف

می گفت:از اول با هم قرار گذاشتیم که سیسمونی رو خودمون تهیه کنیم،اولین چیزی که خریدیم یه جوراب کوچولوی ناناز بود که آقای همسری موقع برگشت از سر کار خریده بود،شاید باور نکنید اون یه جفت جوراب چقدر برامون لذت بخش بود،توی اون نه ماه هر وقت نگاش میکردم کلی دلم غنج می رفت


دیگه کم کم شروع کردیم به خرید بقیه ی وسایل،دو تایی با هم خیابونا رو قدم میزدیم و کلی کیف می کردیم...

 

 

ما علاوه بر اینکه تصمیم گرفته بودیم سیمونی رو خودمون تهیه کنیم؛من به خودم قول داده بودم که فقط چیزهای ضروری و در حد توان همسری انتخاب بکنم و بخریم،اسباب بازی ها رو هم به مرور بعد از تولد نوزاد بر حسب نیاز کودکمون بخریم

 

 

من فکر میکنم باید برای از بین بردن آداب و رسوم غلط هر کسی در حد توان خودش سعی و تلاش کنِ

 


ادامه مطلب

[ یکشنبه 10 فروردین 1393 ] [ 11:37 ق.ظ ] [ یک بنده ]

[" نظرات() ]


اولین سین سفره ی امسالم سیدالشهداست...
یا رئوف

لطف بانوی دو عالم ست این که راهیم

ور نه بی امضای او کرب و بلا جایم نبود...


ان شاءالله قرار است امسال نخستین نفس های سال 93 را در عتبات عالیات آغاز کنم...






هفت سین امسالم فقط یک سربند یا زهرا دارد...





«اللّهمّ صلّ علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها [و السّرّ المستودع فیها] بعدد ما أحاط به علمک»




[ جمعه 23 اسفند 1392 ] [ 06:40 ق.ظ ] [ یک بنده ]

[" کرب و بلا..() ]


این تسبیح برسد به صاحبش....
یا رئوف

 یک هدیه ی معنوی برای عیدی سال نو
 




می گفت: تصمیم گرفتم یکی از این تسبیح های 33 دانه ای بخرم

نیت کردم: اول برای آمادگی برای ظهور دوم تعجیل در ظهور آقا سوم برای خشنودی آقا

اولین دور صلوات رو نشستم روبه قبله و با وضو از طرف حضرت زهرا (س) برای فرج آقا فرستادم...


بعدش اون رو دادم به یه رهگذر و گفتم:

"یه دور صلوات با این تسبیح بفرست،به نیت فرج و بعد اون رو بده به یه رهگذر دیگه"



آرزو بر جوانان عیب نیست: شاید یه روزی این تسبیح دست به دست بگرد برسه به دست صاحب اصلیش، آقا صاحب الزمان(عج) و خود آقا با این تسبیح برای فرجش دعا کنِ و صلوات بفرست.




* تصمیم بگیرید هر ماه یه تسبیح بخرید تا کوچه به کوچه بگرد بلکه برسه به دست آقا

* با این کار یاد آقا رو تو دل ها زنده می کنید...



[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 07:34 ق.ظ ] [ یک بنده ]

[" یک دور صلوات() ]


یه صلوات بفرست...
یا رئوف

می گفت: ما یکی از این تابلو برجسته ها زدیم کنار درب ورودی تا هر که میاد خونمون،دست پر برگردِ...





این هم یه نمونه ی دیگه ست:






[ سه شنبه 13 اسفند 1392 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ یک بنده ]

[" یه صلوات بفرست..() ]


حکایت آن روز بارانی
یا رئوف

صبحی که با اشک دل آغاز شد و با اشک آسمان تمام شد....




دوکوهه مرا فراخواند....
ادامه مطلب

[ دوشنبه 28 بهمن 1392 ] [ 07:42 ق.ظ ] [ یک بنده ]

[" نظرات() ]


حول حالنا کن مرا خدا
یا رئوف

خیلی به لحظه ی سال تحویل مانده اما دعای قنوت این روزهایم شده:

یا محول الحول و الاحوال. حول حالنا الی احسن الحال



به شدت محتاج دعا هستم برای حالم و بالم....


[ دوشنبه 21 بهمن 1392 ] [ 06:40 ق.ظ ] [ یک بنده ]

[" حول حالنا() ]


امتحان سخت الهی = ظرفیت هر انسان
یا رئوف

تا حالا مستاصل شدید؟ تا حالا به اضطرار رسیدید؟ تا حالا بی قرار شدید؟




نمیدونم تا حالا براتون اتفاق افتاده تو امتحانات سخت الهی قرار بگیرید؟


وقتی که چراهات از خدا شروع میشه:(بقیه در ادامه مطلب)



ادامه مطلب

[ سه شنبه 15 بهمن 1392 ] [ 07:02 ق.ظ ] [ یک بنده ]

[" فقط خدا() ]


قبر طوبای من
یا رئوف

وصیت کردم گوشه ی قبرم یکی نه؛

دو تا از این حوضچه ها درست کنن یکی برای آب یکی برای دان





ادامه مطلب

[ یکشنبه 6 بهمن 1392 ] [ 12:57 ب.ظ ] [ یک بنده ]

[" برزخ دنیایی() ]


"طوبای محبت من "
یا رئوف

رزق معنوی این روزهایم ....



بدجور دنبال این دست کتاب ها هستم  و از شانس من این کتاب ها نایاب ترین کتاب ها هستند....و البته موفق شدم...

اینترنت اگر ازش درست استفاده کنی،میتونه بشه بهترین دوستت،من وجود این کتاب ها رو از تو اینترنت دریافتم و خیلی از کتاب های دیگر مثل اینجا.



ادامه مطلب

[ پنجشنبه 3 بهمن 1392 ] [ 12:33 ب.ظ ] [ یک بنده ]

[" طوبای محبت() ]


زمزمه های این روزهایم...."
یا رئوف





دوباره تنگ شد این دل ، ولی برای خودم
برای گریه ی یکریز و های های خودم
خودم نِیَم ، که خودم در شلمچه جا ماندست
دوباره کاش بیفتم به دست و پای خودم




[ چهارشنبه 2 بهمن 1392 ] [ 09:47 ق.ظ ] [ یک بنده ]

[" دلم جا ماندست() ]


لطفا این شماره را سیو کنید2....#733*

یا رئوف

هر وقت یادتون افتاد آنلاین "صدقه" بدید...


فقط یکبار امتحان کنید!!!




ادامه مطلب

[ جمعه 20 دی 1392 ] [ 03:11 ب.ظ ] [ یک بنده ]

[" سیو کردم...() ]


فرصتی برای رشد (ثبت نام خادمین شهداء)
یا رئوف

دیگه کم کم داریم به فصل راهیان نور نزدیک میشیم اگر میخوای خادم بشی بسم الله (برای آشنایی با کار خادمین به ادامه مطلب بروید)


 (تا چشم برهم میزنی،راهیان شروع میشه،جا نمونی)




 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با این شماره تماس حاصل فرمایید...

برادران: 2910913-025

خواهران: 2922166-025


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 19 دی 1392 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ یک بنده ]

[" خادمین شهداء() ]


.: تعداد کل صفحات 8 :. [ ... ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ]

طراح قالب: آوازک

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

قالب

حدیث

دریافت همین آهنگ
[cb:post_like]