تبلیغات
بوی خاک - وبلاگ نویسی....
<
وبلاگ نویسی....

یا رئوف

 عیدتون مبارک

 

می گفت: یه دفترچه برداشتم و یه جلد قشنگ روش کشیدم و اولین روز با هم بودمون، گذاشتم جلوی همسرم و گفتم برام بنویس از هر چی دوست داری و به خصوص از لحظه های با هم بودمون

 

و این طور شد که یاد گرفتیم خیلی وقت ها بنویسیم از همه ی زیبایی های دو نفره ی مان*

 

 

 

 

 

 


من خودم به شخصه فکر میکنم هر کسی لازمِ( لازم به معنای واجب) که از خاطرات و تجربیات زندگیش بنویسه،

نوشتن رو یک نوع مسئولیت و یک نوع رسالت میدونم؛نوشتن برای دیگران یعنی انتقال تجربه و  آموزه ها

 

 وقتی عاشق وبلاگ نویسی شدم که وبلاگ خوشبختی های یک زوج شیعه رو پیدا کردم که متاسفانه الان دیگه پاک شده و ستاره ی قصه ی ما ستاره ی سهیل شده....

 

 

بعد از این وبلاگ، وبلاگ " تو فقط لیلی باش" یکی از پر طرفدارترین وبلاگ ها شد که ایشون هم به خاطر مریضی دخترشون دیگه ننوشتن(لطفا برای همه ی مریضا یه حمد شفا بخونین)

 

وبلاگ بعدی که متاسفانه داره مطلب پایانیش رو می زنه ؛من و زهرای صبورم " هست (واقعا خیلی حیفِ،وقتی میشه با یه جمله کلی تحول در زندگی کسی ایجاد کرد اما از دیگران دریغ بشه)

 

 خودم به شخصه فعلا شرایط لازم برای نوشتن از زندگیم رو ندارم(بخاطر همین از تجربیات زندگی دیگران که غالبا با "می گفت" آغاز میشه استفاده میکنم) اما خب هر پست، ورقی از احساسات و آرمان های زندگیمِ

 

یک قرار:

بیایید از همین امروز تصمیم بگیرید حداقل و حداقل هر روز یکی دو سه خط در دفترچه ی یادداشتتان بنویسید.

حتی بچه هاتون رو هم به این کار تشویق کنید،یعنی تا خوندن و نوشتن یاد گرفتن یه دفترچه خاطرات براش بگیرید و ترغیبش بکنید به نوشتن

ما یکی از اقواممون در سن دبستان شروع کرد به خاطره نوشتن،باورتون میشه چند وقت پیش با همسرش داشت این دفترخاطرات رو ورق می زدن و کلی می خندیدن

 

* اگر روز تلخی رو با همسرتون سپری کردید هرگز ننویسید.اگر روزی بد گذشت باز هم خوب بنویسید.

 

یک سوال:

چی شد شما یک وبلاگ نویس شدید؟کدوم وبلاگ محرک شما برای نوشتن وبلاگتون شد؟


و اما این جمله امام را در قلبم حک خواهم کرد:

 

طیب در پیامی از زندان به امام ضمن بیان زندگی و بدکرداری‌هایش قسم می‌خورد که به امام خیانت نکرده است و امام نیز در پاسخ می‌فرمایند: «آخرین برگ کتاب زندگی آدم، تعیین‌کننده است؛ ببین در آخرین صفحه کتابت چه می‌نویسی».

 

 

خدایا آخرین برگ کتاب زندگیمان را خیر بنویس....



[ شنبه 19 مهر 1393 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ یک بنده ]

[" آخرین برگ کتاب زندگی() ]


طراح قالب: آوازک

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

قالب

حدیث

دریافت همین آهنگ
[cb:post_like]