<
* ماه عسل رجبیون**

یا رئوف

 

برای این سه روزتون نقشه بکشید مخصوصا جاماندگان از اعتکاف

 

 

تو دفتر خاطراتش نوشته بود:

 

13 ،14 و 15 رجب

سال گذشته

همه رفتن به جز من........نه خادمی نه معتکف

 

 

فصل امتحانات بود،دلم مسجد می خواست اما عقل حکم می کرد پای درسم بشینم.بالاخره با یه تیر دو نشون زدم ادای معتکف ها رو درآوردم.تصمیم گرفتم این سه روز برم جمکران هم درس می خونم هم ادای اون ها رو در میاوردم و روزه می گیرم.

 

نکته ی جالبش اینجاست که توی این سه روز خیلی راحت برام وسیله ی نقلیه جور میشد زمانی که برای فاصله ی خونه تا جمکران با اتوبوس طی می کردم یه چیزی مثل زمان فاصله ی قم تا تهران بود؛ 1.5 الی 2 ساعت

خلاصه ایکه وقتی وارد اتوبوسای جمکران میشم خوشم میاد چون با یه دنیای جدیدی روبه رو میشم و همیشه بهم احساس مسافر بودن دست میده

 

اولین روز که وارد حیاط مسجد شدم چشمم به یه سری از برادرها افتاد که برام یه جوری بود این قضیه ، چون مثلا لباس شخصی بودن بعد یه عبا انداخته بودن رو دوششون و بعدها فهمیدم بلللللللللله اینجا هم اعتکافِ

 

وقتی می رسیدم مسجد اول نماز و بعد اندکی درس و بعد خواب برای خواب هم بیرون مسجد یه حجره مانند بود اونجا کوچ می کردم و زانوهامو می گرفتم بغلم و می خوابیدم البته خواب که نبود یه چرتک بود چون کمتر از نیم ساعت یا 20 دقیقه می شد.هر دفعه هم سر یه اتفاقی (آدم های مجاورم) بیدار می شدم.

 

و بعد می رفتم وضو می گرفتم و کلی آب بازی می کردم و میومدم درس و دوباره دعا و بعد هم دو ساعت قبل از اذان حرکت به سوی منزل و بدین ترتیب کلی بهم خوش می گذشت اون روزها برام خیلی دلپذیر گذشت چون یه جورایی دلم شکسته بود و.....بماند......

 

خیلی راحت می تونیم برای خودمون یه دنیای قشنگ بسازیم......

 

 

 



[ چهارشنبه 1 خرداد 1392 ] [ 09:27 ق.ظ ] [ یک بنده ]

[" ماه عسل() ]


طراح قالب: آوازک

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

قالب

حدیث

دریافت همین آهنگ
[cb:post_like]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic